خانه عناوین مطالب تماس با من

بی مسئله

معرفی کتاب، فیلم و دانلود آهنگ پیانو و بی کلام

بی مسئله

معرفی کتاب، فیلم و دانلود آهنگ پیانو و بی کلام

درباره من

مطمئنا همه ی ما همیشه با پیدا کردن کتابای خوب که ارزش خوندن داشته باشه یا فیلمایی که ارزش دیدن داشته باشه مشکل داریم! واسه همین سعی میکنم کتابای خوب رو معرفی کنم .زیاد اهل فیلم نیستم ولی فیلمهای خوب رو دوست دارم! :) فک کنم کافیه ... ×من کارِ خصوصی هم با کسی ندارم . ولی در مورد فیلم ها و کتاب های معرفی شده یا موزیک هایی که واسه دانلود گذاشتم خوشحال میشم نظرتون رو بشنوم :) ×اگر نمیتوانی انسان باشی حداقل حیوان نباش ( ! ) از کتاب کوری -ژوزه ساراماگو . . . ادامه...

روزانه‌ها

همه
  • وبلاگ رسمی علیرضا آذر
  • سید مهدی موسوی (وبلاگ رسمی )
  • قالبفا قالب و موزیک بی کلام برای وبلاگ
  • رادیو باران دانلود موزیک بی کلام
  • کتاب افق
  • کتاب هایی که میخوانیم معرفی کتاب
  • کافه معرفی فیلم و کتاب
  • خطِ آخر معرفی کتاب

دسته‌ها

  • معرفی کتاب 78
  • معرفی فیلم 11
  • دانلود اهنگ بی کلام و پیانو 24
  • دانلود دکلمه 8
  • مسائل مرتب با کتاب و کتابخوانی 8
  • شعر 21
  • معرفی آلبوم موسیقی 6
  • از یک نویسنده ... 1

برگه‌ها

  • لیست کتاب هایی که باید بخونم :)

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • پیدا کردن چیکا| میچ آلبوم
  • خاطرات خانه ی مردگان | داستایوفسکی
  • روح گریان من | کیم هیون هی
  • پستچی ـ چیستا یثربی
  • معرفی کتاب گربه های آدم خوار| هاروکی موراکامی
  • معرفی فیلم cinema paradiso )1988(
  • من پیش از تو| جوجو مویز
  • کاشکی باز بخوابیم ولی تا به ابد...
  • ریچارد براتیگان| در قند هندوانه
  • همه جا کافه نشینی کردم| احسان افشاری
  • مجموعه ی شعر اثر انگشت| علیرضا آذر
  • برای صبر که هی شکل انتظار شده ... | فاطمه اختصاری
  • معرفی کتابِ خاطرات روس.پیان سودا زده ی من | گابریل گارسیا مارکز
  • معرفی کتاب خاطرات پراکنده | گلی ترقی
  • دانلود موزیک Miserere از Gregorio Allegri ( composer )

بایگانی

  • مرداد 1399 2
  • آذر 1397 1
  • مرداد 1397 1
  • خرداد 1396 1
  • اردیبهشت 1396 2
  • مرداد 1395 1
  • خرداد 1395 1
  • اردیبهشت 1395 2
  • فروردین 1395 3
  • اسفند 1394 5
  • بهمن 1394 12
  • دی 1394 5
  • آذر 1394 3
  • آبان 1394 1
  • اردیبهشت 1394 4
  • فروردین 1394 3
  • دی 1393 3
  • آذر 1393 3
  • شهریور 1393 1
  • مرداد 1393 4
  • تیر 1393 8
  • خرداد 1393 1
  • اردیبهشت 1393 7
  • اسفند 1392 1
  • آبان 1392 1
  • تیر 1392 1
  • خرداد 1392 1
  • اردیبهشت 1392 3
  • فروردین 1392 8
  • اسفند 1391 7
  • بهمن 1391 5
  • دی 1391 10
  • آذر 1391 7
  • آبان 1391 10
  • مهر 1391 42

آمار : 441364 بازدید Powered by Blogsky

بوف کور + بوطیقای بوفِ کور


مطالبی که میگم نظرات شحصی خودم در مورد کتاب بوف کور نوشته ی صادق هدایت هست:


واقعا در عجب این تخیل صادق هدایت هستم!

به قدری جالب و عجیب همه چیو به هم ربط داد و داستان رو تموم کرد که فقط اینجوری شده بودم!

واقعا راست میگن قلمش سحر میکنه!

به نظرم اگر آدم منفی نگری هستید یا افسرده این کتاب رو نخونید! تا اعماق منفی نگری و نیستی آدم رو جلو میبره!

تمام توصیفاتی که میکنه منفی هست . به قدری توصیفاتش عمیق و قشنگه که دقیقا حسی و که بیان میکنه رو درک میکردم!

حتی لذت هایی هم که تو کتاب گفته بود لذت هایی بود که با غم و درد ایجاد شده بود!


کتاب پر از گره و ابهام هست و تازه آخر داستان میفهمید قضیه از چه قرار بوده!


داستان در مورد یک آدم هست که شروع به بیان خاطراتش و بدبختی هاش میکنه . تا آخر داستان دلم واسه این مرد توی داستان میسوخت!

چیزایی و میدید که هیچکس نمیدید!

بلاهایی رو تعریف میکرد که هرکسی و از پا درمیاره ...

ولی آخر داستان که رسیدم ...!

آخر داستان اون مرد حس میکنه شبیه اون افرادی که ازشون بدش میومد یا باعث آزارش میشدن شده در صورتیکه که وقتی بخونید میفهمید که این آدم خودش همه ی اون شخصیت ها بوده! همه ی اون خاطرات ساخته و پرداخته ی ذهن خودش هست و تمام اون شخصیت های منفی که تو ذهنش بودن خودش بوده!


خیلی کتاب به دلم ننشست! ولی در کل کتاب خوبی بود


+ وقتی من این کتاب رو تموم کردم اولین و تنها چیزی که به ذهنم اومد این بود که تمام گره های این اثر آخر داستان باز میشه! چون صادق هدایت داره در مورد یک آدم روانی صحبت میکنه و گفت و گو های درونی اونو مطرح میکنه!

دنبال نقد کتاب رفتم تا ببینم منظور داستان از دید بقیه واقعا چی بوده. همه جا گفته میشه این اثر یه اثر رمزی و ابهام آمیزه .ولی همونطور که گفتم من اینجوری فکر نمیکردم و فکر میکردم ابهامات این داستان دقیقه توی صفحه ی آخر داستان به کلی برطرف میشه!

بعد دیدم نویسنده ی کتاب «بوطیقای بوف کور» هم مثه من فکر میکنه مثکه و همین کتاب رو هم نوشته واسه اینکه دقیقا همین فکری و که من کردم رو بگه به خودم امیدوار شدم! که با یه بار خوندن کتاب جدیدتریت نقد کتاب رو ازش برداشت کردم 

(دوست داشتید یه نگاه به این لینک(کیلک) بندازید منظورم رو متوجه میشید)


این هم قسمت هایی از کتاب که به دلم نشست . مخصوصا اولی


در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته میخورد و می تراشد. این درد ها را نمی شود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمد های نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد ، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آن را با لبخند، شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند ، زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برای آن پیدا نکرده است ...

 

از ته دل میخواستم و آرزو می کردم که خودم را تسلیم خواب فراموشی بکنم . اگر این فراموشی ممکن میشد ، اگر میتوانست دوام داشته باشد ، اگر چشم هایم که به هم می رفت در وراء خواب آهسته در عدم صرف می رفت و هستی خودم را احساس نمیکردم .اگر ممکن بود در یک لکه مرکب ، در یک آهنگ موسیقی یا شعاع رنگین تمام هستیم ممزوج میشد و بعد از این امواج و اشکال آنقدر بزرگ میشد و میدوانید که به کلی محو و ناپدید می شد به آرزوی خود رسیده بودم.

 

قصه فقط یک راه فرار برای آرزوهای ناکام است

نگین چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 09:26 ب.ظ

دانلود آهنگ پیانو Leaves on the Seine | david lanz

اینم یه آهنگِ پیانویِ بی کلام از استاد لَنز به اسمِ
Leaves_on_the_Seine

لینک دانلود
توصیه میکنم حتما دانلود کنید . من که عاشقشم
نگین چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 08:44 ب.ظ
4 نظر

غرور و تعصب | جین آستین

غرور و تعصب
نوشته ی جین آستین
سبک : رمان عاشقانه

توضیحِ کتاب :
مطمئنا خیلی ها اسم این کتاب رو شنیدن یا خوندش! ولی چون خیلی قشنگ بود تصمیم گرفتم معرفیش کنم .
یکی از قشنگترین رمان های عاشقانه ای بود که تا به حال خونده بودم . و برعکس اکثر رمان های عاشقانه که هدف خاصی جز سرگرم کردن افراد ندارن . خیلی کتاب آموزنده و خوبی بود و نکته های اخلاقی خوبی هم بِینِش داشت.
یکی از مسائل قشنگی که تو کتاب برام مطرح بود آشنایی با رسم و رسومات و نوع زندگی همون دوره بود که ازش نوشته بود .


اینم جمله هایی از کتاب که به نظرم قشنگ بود :

"هیچ چیز فریبنده تر از تظاهر به فروتنی نیست . خیلی وقت ها فروتنی در حکم بی توجهی به نظر دیگران است ، گاهی هم به رخ کشیدن است به شکل غیر مستقیم."
"در هر شخصیتی نوعی گرایش به چیزهای بد وجود دارد. نوعی عیب و نقص مادرزاد ، که حتی با بهترین تعلیمات هم از بین نمیرود."
"جای شکرش باقی است که چیزی هست که آرزو کنم. اگر همه چیز کامل و مهیا بود دلمرده تر می شدم.کاری که همه ی قسمت هایش بر وفق مراد باشد قابل تحقق نیست. فقط با پذیرفتن وجود یک جور ناراحتی می شود یاءس کامل را از خود دور کرد ."
"فقط هنگامی که به گذشته بیندیشید که یادآوری اش سبب رضایت تان می شود."
نگین چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:30 ق.ظ
1 نظر

دست هایت بوی نور میدهند | مصطفی مستور

کتاب شعر آقای مستور هم اومد
با عنوان "دست هایت بویِ ‌نور میدهد "
کتاب کم حجم و کوچیکی هم هست .
سبک شعراشون خیلی خاصه و شاید هرکسی دوست نداشته باشه .
ولی اگه کتابهاشون رو خوندید و دوست داشتید کتاب رو توصیه میکنم

نگین چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:30 ق.ظ
0 نظر

عقایدِ یک دلقک | هاینریش بل

نام کتاب : عقاید یک دلقک
نویسنده : هاینریش بُل
ترجمه : محمد اسماعیل زاده
برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات 1972 و گئورک بوخنر 1967
نشر چشمه
توضیحِ کتاب :
داستان کتاب در مورد مردی هست که خونواده ی خیلی ثروتمند ولی خسیسی داره و از خونوادش جدا میشه و بعد دلقک میشه . کتاب توی آلمان اتفاق میفته و چند سال بعد از جنگ جهانی دوم هستش .(زمانی که جنگ تموم شده )
این دلقک عاشقِ دختر یه خونواده ی فقیر به اسم ماری میشه که یه کاتولیک بوده در صورتی که خودِش کاتولیک نبوده . و بقیه ماجرا ...
من از نویسنده هایی که توی نوشتشون پنهان ترین احساسات رو مینویسن و احساسات رو به بهترین و بی سانسور ترین نحو بیان میکنن واقعا خوشم میاد! و این جزو همون دسته از کتابا بود ...
و مثه اکثر کتابایی که میخونم به سبک رئال گرایش داشت و یک داستان مشخص با یه پایان مشخص هم نداشت .
مسئله ی دیگه ای که تو کتاب دوست داشتم این بود که در مورد دو رویی ها صحبت میکرد .دو رویی توی مذهب ، دورویی توی عقیده ، دو رویی تو زندگی و ...
یعنی من اگه بخوام یه موضوع مشخص واسه کتاب بگم همین دورویی هست :دی
اینکه یه مادر به پسرش از رو خساست میگه گوشت زیاد خوب نیست ولی خودش تو انبار یواشکی گوشت میخوره .
اینکه یه اسقف کلیسا به همه میگه دزدیدن یا نگه داری یا داشتن وسایل کلیسا توی خونه گناه بزرگیه و خودش مجسمه های ماریا رو که مالِ کلیسای نمیدونم قرنِ چند بوده توی خونش نگه داری میکنه و ...

جمله هایی از کتاب:
- هیچکس در این دنیا – چون در بطن موقعیت خاص انسانی دیگر قرار ندارد- نمیتواند احساس صحیح و درستی در مورد بدی یا خوبی مسئله ای داشته باشد، حالا خواه این مسئله به خوشبختی و بدبختی، به عشق و یا "افت هنری" ارتباط داشته باشد.
- مردم یا متوجه منظور من می شوند یا نمی شوند .من یک مفسر نیستم.
- یک زن قادر است خیلی چیزها را با دستهایش بیان کند یا اینکه با آن ها تظاهر به انجام کاری کند، در حالی که وقتی به دست های یک مرد فکر میکنم، همچون کنده ی درخت بی حرکت و خشک به نظرم می رسند.دست های مردان فقط به درد دست دادن، کتک زدن ، طبیعتا تیراندازی و چکاندن ماشه ی تفنگ و امضاء میخورند... اما به دستان زنان در مقایسه با دست های مردان به گونه ای دیگر نگاه کرد: چه موقعی که کره روی نان می مالند و چه موفعی که موها را از پیشلنی کنار میزنند .

نگین چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:30 ق.ظ
0 نظر
  • 42
  • 1
  • ...
  • 3
  • 4
  • صفحه 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • 9