X
تبلیغات
رایتل

بی مسئله

معرفی کتاب، فیلم و دانلود آهنگ پیانو و بی کلام

قسمتی از کتاب سه گزارش کوتاه درباره نوید و نگار | مصطفی مستور

 

عاشقِ این قسمتِ کتابم  

کلی حرف واسه گفتن داره :) 

 

این جمله رو همکارِ پدرِ نویدُ نگار بهش میگه . این جمله درباره رحمت یک عقب مانده ی ذهنی هست . رحمت برادر نوید و نگار هست ... 

 

((داشت دیزل لوکوموتیو رو تعمیر می کرد.وقتی حرف میزد من تو لوکوموتیو بودم اما نمی دیدمش.فقط صداش رو می شنیدم.نشسته بود پشت دیزل و داشت اون رو تعمیر میکرد.گفت:پسرت که نمی دونه چی به چیه،نمیدونه چه خبره،میدونه؟ گفتم:منظورت چیه؟ گفت منظورم اینه قطار باری نمی دونه قطار سریع السیری هم در کاره که ده برابر اون سرعت داره ، می دونه؟اگه بدونه غصه اش میشه اما اگه ندونه چی؟ بعد از پشت دیزل بیرون زد و اومد کنارم ایستاد .گفت: می گن عقب مونده.اما نمی دونم از چی عقب مونده؟از اون سریع السیر؟ بعد فحش داد به هر چی قطار سریع السیره.گفت اگه دستش خودش باشه دلش می خواد به جای سریع السیر با قطار عادی یا حتی با همین باری درب و داغون بره سفر.بعد دستش رو گذاشت رو شونه م و گفت: به ش فکر نکن.گفت هیچ وقت بهش فکر نکن )) 

 

لینک معرفی این کتاب

[ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 11:36 ق.ظ ] [ نگین ] [ 0 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
MeLoDiC